8 دلیل شکست از دیدگاه جو فابریگاس
صنعت بازاریابی شبکه ای از مدت خیلی طولانی برقرار بوده.در سال 1959 یک شرکت امریکایی کار رو شروع کرد و تا امروز به موسسین و مالکین این شرکت احترام میزاریم چون اینا بودن که این حرفه این شغل و این نوع سبک فروش رو ابداع کردند.
خیلی ها بودن که تو این حرفه شکست خوردند و خیلی ها بودن که به موفقیت های بالایی رسیدند و درامد های خیلی زیادی رو بدست اوردن.من مطمئنم که شما با اونها اشنا هستید.از طریق مجلات .برنامه ها .روزنامه ها و از طریق صحبت های مردم با اونها اشنا هستید.
ما میخوایم واقع بین باشیم و باهم رو راست صحبت کنیم.بخشی از یادگیری شناسایی مشکله.خیلی ها با رویا و ارزوهای زیادی پا به اینکار گذاشتن.ولی هرگز خودشون و مجموعشون به جایی نرسیدند.ما میخوایم بررسی کنیم چرا؟ چرا اون افراد به موفقیت نرسیدند؟
جوفابرگاس میگه من معتقدم 8 دلیل برای شکست افراد تو این حرفه وجود داره::
1-اولین دلیل شکست افراد اینه که:اینکارو جدی نمیگیرند:
فکر میکنند اینکار یک کار موقتیه.این یک کاریه که واسه زن های خانه داره یا واسه افرادیه که کار دیگه ای برای انجام دادن ندارن. چند نفر قبلا این تفکر رو داشتین؟
اونا فکر میکنن این حرفه یک دل مشغولیه موقتیه.ولی کاملا اشتباهه.تمام کارها خوبن به شرطیکه درست انجام بدی.تمام کارها سوداورن به شرطیکه درست جلو بری.
ما چیزی به اسم تجارت موقتی نداریم ولی تاجر موقتی داریم. هرکاری میتونه یک تجارت بزرگ باشه به شرطیکه درست انجام بشه و جدی بگیرینش.اکثر افراد فرصت کاری نتورک مارکتینگ رو یک تجارت و حرفه نمیدونن.ما بارها و بارها افرادی رو دیدیم که ناراحت و سرگشته هستن و توکار شکست خوردن.چون کارو جدی نگرفتن.خب چرا؟ چرا مردم اینکارو جدی نمیگیرن؟ اونا فکر میکنند برای راه اندازی یک تجارت نیاز به سرمایه ی زیاد دارن.
وقتی میگید میخوام کاروکاسبی خودم رو راه بندازم اولش به چی فکر میکنید؟
به 20-30هزار دلار امریکا یا .... که فعلا یه اغذیه فروشی باز کنم تا بعدا ببینم چی میشه.یا یه نونوایی یا یه بوتیک باز کنم.این تصویری هست که اغلب افراد از یک تجارت تو ذهنشون دارن.این چیزیه که تو مدرسه یادمون دادن و باهاش بزرگ شدیم. بنابراین وقتی یکی پیشمون میاد و از یک موقعیت کاری صحبت میکنه که میتونیم باهاش درامد تجاری داشته باشیم که در نتورک مارکتینگ و خیلی از شرکتها امکانش وجود داره و از اونجایی که سرمایه ی مورد نیاز برای شروعش خیلی پایینه مردم اون رو بعنوان یک تجارت قبولش ندارن و جدی نمیگیرنش.
خرید یکسری محصولات مصرفی رو مردم شروع یک تجارت نمیدونن.مثل اینکه بری تو مغازه یک جفت کفش یا تلویزیون بخری...دقیقا مثل همین.مثل روش های بازاریابی که بوجود اومده شما میتونید از طریق فروش هم درامدهای بالایی کسب کنید و این درامد یک درامد سالمیه.
خیلی ها با این ذهنیت شروع میکنند که من امتحان میکنم اگر کار موفق بود اونوقت جدی میگیرمش.چندنفر تابحال این حرف رو شنیدید؟ یا چندنفر طرز فکرتون این بوده؟
داشتن چنین چارچوب ذهنیی مثل اینه که یک تاجر بگه من 10000 دلار تو یه نونوایی .بوتیک یا هرچی سرمایه گذاری میکنم اگه کار خوب پیش رفت جدی میگیرمش.اگه شما 20000 دلار تو یه نونوایی سرمایه بزارین اونوقت میرید و میگید خب اگه پول دراورد جدی میگیرمش؟!!!! باید اول از همه جدی بگیرینش.اول جدی میگیرین و بعد کاسبیتون پول درمیاره.
مردم هم فکر نمیکنن که نتورک مارکتینگ یک تجارته.چیزی که میخوام بگم اینه که اینو سرسری نگیرین. اول کارو جدی بگیرین تا شکوفا بشه.تجارت نتورک مارکتینگ رو باید مثل سایر تجارتها فرض کرد و جدی گرفت.از اون ادمایی نباشید که راجع به نتورک مارکتینگ صحبت میکنند و بعد میگن نه لازم نیست هیچ کاری انجام بدید.شوخی نگیرید اینکارو.
جوفابرگاس میگه من یه دوستی دارم که معرفی کاررو اینطوری شروع میکنه: من میخوام یه کاری رو بهت معرفی کنم. میخوام بگم این کار بسیار دشواریه. خیلی ها تورو پس میزنن. بارها دچار ناامیدی میشی و مجبوری یاد بگیری چطور بر این ناامیدی ها غلبه کنی. گاهی دچار افسردگی میشی. دوست داری حالا ادامه بدم و اینکارو برات توضیح بدم؟
چون اگه نخوای اینارو تحمل کنی پس بهتره حرفی نزنیم...اینطوری کارو شروع میکنه.
نگیم به افراد که تو قرار نیست کاری انجام بدی. نه. از همون اول باید بهشون نشون بدیم که این یک تجارته و باید جدی بگیرینش. تنها راه شکوفایی کارت اینه که باهاش درگیر بشی.
بهترین کود برای یک مزرعه جای پای کشاورزه.یعنی باید تو مزرعت راه بری .کارکنی.شخم بزنی.دونه بکاری.کودبدی و....اگه توقع داری اینکار راه بیفته و اگه توقع موفقیت داری و انتظار داری دیگران جدی بگیرنتون باید خودت کارو جدی بگیری.

2- شک
آفت این تجارت شکه.این کار ایمان میخواد مثل هرکاری. وقتی شما یک رستوران باز میکنی ایمان داری به ادویه هاتون. به توانایی آشپزتون که این غذاهارو میتونه اماده کنه و هرروز جلوی دیگران بزارید. خلاصه ایمان دارید که غذاهاتون انقدر خوبه که راجع بهش حرف میزنن و دیگران رو میفرستن به رستورانتون. تجارت یک فعالیته که نیازمند ایمانه. تو نتورک مارکتینگ هم با تجارت های دیگه فرقی نمیکنه.اینجا هم نیازمند ایمانه.
آیا کسی که تازه کاسبیشو راه میندازه فورا درامد کسب میکنه؟نه.اینطور نیست.ولی ایمان داره که پول درمیاره و این خیلی خیلی مهمه....اینجا تو این تجارت هم وقتی شروع کردی 2000 نفر زیرمجموعتون بودن؟ آیا شده که هیچ پورسانتی گرفته باشین؟نه.اما طرحو دیدید.عملی شدنش رو حس کردید.شاهد موفقیت دیگران بودید و با خودتون گفتین که منم ایمان دارم که میتونم مثل دیگران موفق باشم.درسته.هممون واسه همین اومدیم اینجا. و همین ایمان و تعهده که بهمون کمک میکنه که اینکارو جدی بگیریم و به دیگران هم معرفی بکنیم. شک یک آفته.چون ایمان شمارو از بین میبره.واسه همین وقتی تازه کار هستید یا با ادم تازه کار سروکار دارید که درمجموعه ی شماست همیشه بهش هشدار بدید که از منفی بافیها دوری کنه.این آدما(ادمای منفی باف)زیاد هستن.واقعا ازشون دوری کنید.فاصله بگیرید.اگه بعنوان تازه کار هستید با چنین ادمی وارد بحث نشید و بگذرید.در اینجور موارد به طرف بگید: ببخشید ناراحت نشید احساس میکردم شما به یک فرصت کاری خیلی خوب علاقه مند باشید و بخواید چیزی درموردش بدونید.اما اگه دوست ندارید بیاید بریم بولینگ بازی کنیم. وارد مشاجره نشید مگر اینکه شما صاحب نفوذ باشید. به مجرد برخورد با چنین آدمی مسیرتونو عوض کنید و ازش دوری کنید.
در برابر هریک نفری که نتورک مارکتینگ رو با تمام وجود در آغوش میگیره 20 نفر پیدا میشن که بهتون میگن تو دیوانه ای.میدونید چرا؟ تاحالا فکر کردین که چرا امثال این آدما زیادن؟؟؟چون این بزدلانه ترین کاره.نیاز به هیچ جسارتی نداره که آدم ببینه در چه موقعیتیه.به مجرد اینکه سختی ها شروع بشه و انسان به دردسر بیفته رویاهتون به تدریج کاهش پیدا میکنن.کم کم هدفها و استانداردهاتون کاهش پیدا میکنند و سرانجام رویاهاتون به حداقل می رسند و فقط فکرتون این میشه که یک وقت به کسی بدهکار نشید.
چه بلایی سر جاه طلبی های دوران دبیرستان و دانشگاه اومده؟؟؟
واقعیت جایگزین شده!
این جسارت نیست که به طرف بگی کار تو بی فایدست. به عبارت دیگه حرف اصلی اینه که تو چطور فکر میکنی میتونی بر دیگران برتری داشته باشی درحالیکه مثل مایی.به این دلیله که افراد زیادی اینطوری هستن.کاری که شما دارین انجام میدین جسارت زیادی لازمه.جسارت زیادی میخواد که شما بگی من از این وضعیت خسته شدم.از بدهکاری مالی بیزارم.نمیخوام کسی مالک زندگی من باشه و میخوام یه کاری در این مورد بکنم و میدونید چرا اینکار جسارت زیادی میخواد؟ چون اگه به اون رویا و هدفی که دارید نمیرسید و زجرتون میده و ناراحت میشید.واسه همینه که اینکار شجاعت میخواد.از آدمای منفی دوری کنید. اونا روح و انرژی شمارو خالی میکنند و از بین می برند. با آدمایی بپلکید که دیوانه ی نتورک مارکتینگ هستند.با ادمایی بپلکید که تا اخروقت تو دفترشون مشغول به کار هستند. همیشه این اصل رو یادتون باشه.یکی میخواد و یکی نمیخواد.این ادم فرصت کاری رو درک نمیکنه؟خب پس برو سراغ نفربعدی.حالا بزارید یچیزی بگم بهتون.وقتی شما به این آدمای منفی باف توجهی نکردین حالا وقتی تو کارتون موفق بشید وقتی ببیند شما خانوادتون رو بیشتر میبرید گردش و زودتر میرید خونه که درکنار همسر و بچه هاتون باشید.وقتی شمارو با یک ماشین جدید ببینند اونوقت میگن اینو ببین به کجا رسیده؟بواسطه ی همون کار؟ از آدمایی که بهتون میگن نه اصلا واهمه نداشته باشین. چون وقتی موفق شدید همونا میان بهتون میگن هی اینکار واقعا جواب داد...وقتی موفقیت شما شروع بشه مردم متوجه میشن. بهتون توجه میکنن ومیگن جریان چیه؟ این چیکارست؟اینا چیکار میکنن که من انجام نمیدم؟ واسه همین میگم هرچی بیشتر بدونید دیگران بیشتر بهتون توجه میکنند.
هیچکس100% موفق نیست. دلیل این مسئله اینه که هیچوقت دلسرد نشید. دکستر یاگر میگه هنوز 100% موفق نیست. مارک یارنل.ال بزرگ هم همینطور. ولی آیا طعم موفقیت رو چشیدن؟ دلیل گفتن این حرفا این نیست که اگه پستون زدن خوشحال باشید.نه.اصلا.ولی اینم یه روند اینکاره.به جای دلسرد شدن به موفقیت فکرکنید و تجربه پیدا کنید.به جای دلسرد شدن بشینید و تحلیل کنید چرا؟اگه پستون زدن به دلیلش فکر کنید.چیکارکنم که دفعه ی بعدی دیگران پسم نزنن؟
دلیل دیگه ای که میگم شک یه آفته اینه که مانع از نفوذ میشه.اینکار نیاز به نفوذ داره.شما روی مجموعتون نفوذ دارید چه بخواید و چه نخواید.شما همیشه معیار اصلی شبکتون هستید.وقتی شک کنید نفوذتون رنگ میبازه.شما روی سازمانتون نفوذ دارید و این سوال پیش میاد که آیا این نفوذ مثبته یا منفی؟ به فعالیت دوسه ماه گذشتتون فکر کنید.آیا نفوذ مثبت داشتید؟ یا نفوذتون منفی بوده؟ میتونید بگید ظرف دوسه ماه گذشته چه بذری کاشتید؟هربذری که کاشتید الان دارید دریافت میکنید.چه مثبت و چه منفی. نفوذ و هرچیز مثبتی رو به پایین گسترش بدید و هرچیز منفی رو رد کنید بالا.برید پیش مدیرتون و منفیارو بهش بگید.
3- اونا وقت نمیزارند برای مسلط شدن به اینکار آموزش ببینند.
آیا منطقی نیست برای موفق شدن در این حرفه باید تمام جوانب اون رو مطالعه کرد؟یعنی این به نظر شما کاملا منطقی نمیاد؟اگه انتظار موفقیت در این کاررو دارید به اون مسلط بشید.اگه میخواید یه نونوایی باز کنید نون پختن رو یاد بگیرید.دیگه نمیدونم از این ساده تر چطور بگم؟بر تمام جوانب کار تسلط پیدا کنید.چون هرچه بیشتر بدونید موفق ترید.
درمورد شرکت یا صنعت که در چه جور شرکت یا صنعتی هستید. از کجا شروع شده؟ از چه سالی شروع شده؟ بیس و پایه ش کجا بوده؟ از چه اصولی پیروی میکنه؟و.... چیزی که باعث شده من عاشق نتورک بشم اینه که باعث رشد میشه و ادم میتونه پیشرفت کنه. مطالعه کنید درمورد کارتون. مطالعه ی بیشتر یعنی علاقه مندی بیشتر.من هرچی بیشتر مطالعه کردم بیشتر عاشق کارم شدم میدونید چرا؟چون هرچه بیشتر مطالعه کردم فهمیدم در خط اول کارم قرار دارم. این کار کاریه که همه رو بکار میگیره. این قدیمی ترین و بهترین تجارته. میرید رستوران و از غذا خوشتون میاد و دوستتون رو میفرستید به اون رستوران. اون میره و از غذا خوشش میاد و دوستای خودش رو میبره. به همین سادگی. فیلم میبینید خوشتون میاد معرفی میکنید به دوستان. تاحالا شده فیلمی که ازش خوشتون نمیاد رو به کسی پیشنهاد کنید؟ این حرفه فوق العادست اما حرفای نامربوطی درموردش زدن. با افرادی که مدتهاست در این کارن بگردین. من اوایل که تازه کار بودم وقت زیادی رو با مدیران میگذروندم. مینشستم و ازشون اطلاعات میگرفتم. تا اونجا که میتونید درمورد شرکتی که باهاش کار میکنید چیز یاد بگیرید و بدونید! چطور شروع کرده؟ چرا شروع کرده؟ موسسش کیا بودن؟ چرا تو ایران؟ چرا این طرح رو استفاده میکنند نه یک طرح سنتی رو؟ کاررو یاد بگیرید و هرچه میتونید درمورد طرح و برنامه ی کار یاد بگیرید. نقاط قوت و نقاط ضعف این طرح رو پیدا کنید. ما اونموقع که اینکاررو شروع کرد بودیم همه میگفتن اینکار غیرقانونیه. درست نیست ولی الان بعد از این همه مدت خیلی شرکتای دیگه هم اومدن اینکارو شروع کردن تو سرتاسر ایران و حتی جهان. چرا؟چون این طرح عملیه. سودآوره هم برای شرکت و هم برای مشتری. پس بیشتر بدونید و بیشتر مطالعه کنید. چون هرچی بیشتر بدونید بهتر میتونید کارو معرفی کنید. وهرچه بیشتر بدونید بهتر میتونید از کارتون دفاع کنید. آگاهی این کمک رو میکنه.هرچه بیشتر بدونید اعتماد بنفستون هم بیشتره.
دلیل خجالت افراد اینه که اعتماد به نفس ندارن و هرچه بیشتر بدونید اعتماد بنفستون میره بالا.کلید موفقیت در اینجا اینه که به مراجعین آموزش بدید.و برای آموزش دادن خودتون هم باید آموزش دیده باشید...این کار همش براساس منطق هست.
دلیل راهبری کردن لیدرای بزرگ اینه که آموزش دیدن اطلاعات دارن و افرادشون بهشون اعتماد دارن.
خودتون رو از منافع امتیازات وآگاهی ها محروم نکنید.اینکار یعنی انتقال آگاهی ها. من تو نتورک علاوه بر این که درآمد بالایی بدست آوردم این برام لذت بخش تر بود که بچه های تیم(چه بالا و چه پایین) مارو دگرگون کردن. آیا با گرفتن اطلاعات و تجربیات از لیدرها و زیرمجموعه ها انسان قوی تری نشدید؟آیا با پشتکارتر نشدید؟
خودتون رو از این حس محروم نکنید. چون احساس ارضا کننده ایه که آدم بتونه رو زندگی دیگران تاثیر بزاره. خیلی ارضا کنندست با یکی حرف بزنید که اگر شما نبودید امکان داشت زندگیشو از دست بده. حداقل از دیدگاه مالی.
من خیلی لذت میبرم وقتی دارم کارو برای یکی توضیح میدم و اون فرد چشماش از خوشحالی برق میزنه.این لذت بخش نیست؟ منظورم تاثیر بر زندگی دیگرانه...انتقال آگاهی یکی از نکات جالب این حرفه هست. پس آموزش رو جدی بگیرید.اول خودتون آموزش ببینید و بعد دیگران رو آموزش بدید.
4- دلیل دیگه ی شکست افراد اینه که فکر میکنن این یه روش سریع پولدار شدنه:
فکر میکنن میان و فرداش پولدار میشن؟ اگر کشاورز باشید و بخواید یک دانه ی ذرت بکارید با یک دانه شروع میکنید. بعد اونو میکارید. وقتی دونه رو کاشتید فردا میرید سراغ ذرت؟نه. اول دونه رو در خاک مناسب میکارید بعد باید گیاه رو آب و کود بدید.بعد باید گیاهان هرز رو از اطرافش دربیارید. بعبارتی باید زحمات زیادی رو تحمل کنید.حالا وقتی گیاه بزرگ شد باید ولش کنید؟نه. چرا؟ چون توش سرمایه گذاری کردید. حالا باید بهش توجه کنید و بهش کود بدید. وقتی بزرگتر شد باید برای پرنده ها یه مترسک درست کنید.حالا وقتی گیاه بالغ شد از یک بذر کوچک بعد از تمام زحمات و تقلاها هزاران دانه بدست میاد.اگه میخواید تو این راه موفق بشید باید مثل یک کشاورز عمل کنید.این تنها راه موفق شدن در این حرفه ست.نه فروش و حجم کار. خیلیا میان تو این حرفه و فقط در انتظار محصول این مزرعه هستندو به این فکر نمیکنند که باید دونه بکارن آب بدن کود بدن علف های هرز رو دربیارن افات رو از بین ببرند و دستشون با خاک کثیف بشه.فقط دنبال منافع هستند.
اگه یه سازمان با سوداوری بالا و پورسانت های هفتگی میخواید پس فقط باید بهاش رو بپردازید.باید از تفریحاتتون چندماهی صرف نظر کنید.
یه کسایی میان و میگن جو تو خیلی خوش شانسی که انقدر پول در میاری. من میگم یعنی چی که خوش شانسی؟ من روزی13-14 ساعت کار کردم که این حرفه رو جا انداختم. اماخب بعدش سودش رو هم میبرم. این کاملا درسته.اما باید اموزش ببینید و به دیگران هم اموزش بدید چون این روند کاره. باید وقت زیادی روصرف اموزش دیگران (زیرمجموعه ها) بکنید که اونا هم پیشرو و مدیر باشند. بهایی که وجود داره رو باید پرداخت تا در این حرفه به موفقیت برسیدو شما باید اینو حساب کنید. در اینکار باید دیگران رو پرورش داد و این زمان میخواد. کل این روند وقت میبره و به همین دلیل این حرفه برای زود پولدار شدن نیست.
عاشق افرادیم که کارو درست پیش میبرن.به فکر سرعت و حجم کارو فروش بالا نیستن به فکر تمرین دادن و پرورش دادن هستن و این فرایند زمان میبره.این حرفه 100% پول دراره.اما نه به سرعت. دنیایی تفاوت میان این دو مورد هست. یاد بگیرید این روش رو توی دعوت به کارهم بگید.
5- دلیل شکست خیلی از افراد اینه که تمرکز ندارند.
تمرکز برای موفقیت در هر حرفه ای بسیار لازمه نه فقط در نتورک مارکتینگ.تمام افراد موفق تمرکز دارن.همشون!
آیا درسته کسیکه استعداد موسیقی داره هرروز به یک کلاس بره و موسیقی های مختلف رو بنوازه؟ آیا ایشون میتونه تبدیل به یک آدم موفق بشه ؟نه.چرا نه؟ بی تمرکزی.
اگر میخواید موفق بشید تمرکز کنید. قانون اول مبارزه تمرکز روی قدرته.
لی، بعد از حدود 130 سال تولید شلوار جین الان داره پیراهن هم تولید می کنه.چیز زیادی بلد نیست درست کنه اما جین رو خیلی خوب بلده.
نمیخوام الان بگم تمرکزتون رو بزارید روی بازاریابی شبکه ای.این تصمیم گیری به عهده ی من نیست. من نیومدم بگم که تو دنیا فقط از نتورک میشه پول دراورد.تو خیلی از شرکت های دیگه میتونید پول دربیارید. بله یا نه؟
پس فقط نمیگم نتورک. خودتون هستین که تصمیم میگیرین میخواید با چی میلیونر بشید. تصمیم بگیرید چیکار میخواید بکنید و رو همون تمرکز بکنید.این تنها راه موفقیت شماست. نمیخواد یه ادم همه کاره بشید و اخرشم موفق نشید.
6- آگاهی نداشتن در روش معرفی به کار
اگه انتظار موفق شدن دارید معرفی کاررو یاد بگیرید.اگه نتونین کارو معرفی کنید کسی شمارو جدی نمیگیره.تمام کسانی که در این حرفه درامد بالا دارن میدونن کارو چطور معرفی کنند.همشون بلدن.
تصور کنید برید پیش یک نفر و بگید اینکار معرکست و خیلی پول دراره و خیلی درامد خوبی میده.بعد طرف بگه خب میتونی کارو یکم برام توضیح بدی؟ بعد بگی نه چیز زیادی ازش نمیدونم بیا دفترمون یکی برات توضیح میده.اگه توقع دارید اینطوری کارتون رشد کنه این اتفاق نمیفته.اگه معرفی کاررو بلد باشید.میتونید کاررو در همه جا فعال کنید. میتونید به میل خودتون اونرو گسترش بدید.نشون بدید تا چه حد جدی و موفق هستید.
تصورکنید 5000 نفر مشتری تو لیستتون هست و همه رو خودتون باید معرفی به کارشون رو انجام بدید. واقعا خسته کنندست و در آخرروز هیچ انرژی براتون نمیمونه. گلو درد میگیرید. معنیش اینه که عملا مجبورید خودتون رو مقابل 5000 نفر قرار بدید. ولی اگر بدونید کارو چطور معرفی کنید میتونید این روش رو به 2-3-4-5 نفر یاد بدید. درسته؟ بعد اون 5 نفر با شما میتونید به 10 نفر دیگه یاد بدید و اون 10 نفر هم به 20 نفر دیگه. بیاید راجع به اعداد بزرگ صحبت کنیم. میتونید تصور کنید 200 نفر سمت راست و 200 نفر سمت چپ داشته باشید که همگی بتونن کارو خوب به دیگران معرفی بکنند. پس برای اینکه به این افراد یاد بدید خودتونم مجبورید که بدونید.توانایی معرفی کار به یک نفر یکی از دلایلی هست که خودتون باید یاد بگیرید چطور کارو معرفی کنید. مهمترین دلیل برای من اینه که بتونید آموزش بدید و کاررو به دیگران یاد بدید. وقتی به این گروه یاد دادید اونا میرن و به گروه خودشون اموزش میدن و اونا هم به گروه های خودشون و این باعث رشد میشه. یادتون باشه به افرادتون آموزش و پرورش بدید. یکی از ابتدایی ترین آموزشها آموزش معرفی به کاره.
7-دلیل هفتم شکست خوردن افراد در اینکار فقدان آینده نگریه:
افرادی که موفق نمیشند فقط امروز رو میبینند. اگر در کارتون می خواید موفق بشید باید یاد بگیرید نگاهی به اینده داشته باشید. وضع مجموعتون رو در 6 ماه آینده تصور کنید. آیا به شکل همینی که امروز هست در چندماه آینده هم همینجوریه؟ نه. مسلما تعدادش بیشتره. میتونید خودتون و سازمانتون رو تصور کنید که چجوری هستین؟ خودتون رو من میتونم تصور کنم که چه شکلی هستین! دارین میخندین و میرین بانک.
آینده ی مالی شما در آینده بسته به کارهاییه که ظرف چندماه اینده انجام میدید یا نمی دید. اینه به چهره ی شما خیره شده. ما نشستیم و تصور کردیم که تو اینده 2 سال دیگه مجموعه هامون چه شکلیه؟ میتونید تجسم بکنید که شبکه یا سازمان شما چه شکلیه؟ اگر اینکاررو با پشتکار تمام 8 ساعت درروز دنبال کنید فکر میکنید مجموعتون چه شکلیه؟
5 سال دیگه چه بخواید و چه نخواید واسمون بوجود میاد و خواهد رسید. چه امروز به فکرش باشیم و چه نباشیم.
8-دلیل هشتم کسی که شکست میخوره اینه که بینش نداره:
به ادم بدون بینش امید نبندین. شکست خورده ها بینش و امید ندارند. تمام موفقیت ها از یک بینش سرچشمه میگیره.همه چیز با یک بینش آغاز میشه. بدون بینش انسان از بین میره. بینش به انسان جسارت میده و اونو به تکاپو وامیداره.
تمام راهبران گذشته چرا پیرو داشتن؟ چون اهل بصیرت بودند .
همون طور که قبلا گفتم شاید این 8 تا دلیل شکست افراد نباشه.احتمالا بیشتره. ولی به این موارد ارتباط پیدا میکنه! مادامی که مراقب باشید در این 8 چاله نیفتید احتمال موفقیتتون در آینده خیلی افزایش پیدامیکنه...کارو جدی بگیرید و شک نکنید.ایمان خودتون رو حفظ کنید.تمرین کنید.
این راه یک تجارته برای آینده . نه سریع پولدار شدن!
** متن کامل این آموزش برای اولین بار در همین وبلاگ بارگزاری شده است. به اشتراک گذاشتن این پست با ذکر منبع مجاز می باشد.**
با تشکر: عزیزی
مدت زمان زیادی نیست که از اولین بهار زندگیم می گذرد اما وقتی به گذشته ی خود نگاه میکنم -به خاطر وجود فراز و نشیب های بسیار- احساس میکنم هزاره های زیادی را پشت سر گذاشته ام.....